درباره‌ٴ او گفته‌اند كه زماني درباره‌ٴ حديث‌ِ ((زمين گوشت اوليا را متلاشي نمي‌سازد)) گفت تا گور استادش قراعلاءالدين (مدرس معروف زمان اورخان‌، سلطان عثماني 1326ـ1360م‌) را از براي آزمايش گشودند و ديدند كه جنازه سالم مانده بود. جالب است كه اين حديث اسلامي با روايات كاتوليكي سازگار است‌، ولي نه با عقايد آتوني‌1.
محمدشاه چلبي پسر فناري‌، مدرس مدرسه‌ٴ سلطانيه در بروسه بود و در سال‌1435/1436م (يا پس از 1454/1455م از دنيا رفت‌. او اٴنموذج العلوم طباقاً لِمفهوم‌ٍ را نوشت كه‌ دايرةالمعارفي درباره‌ٴ صد علم است و از حدائق اﻷنوار فارسي فخرالدين رازي (دوازدهم ـ2) اقتباس شده است‌. قاضي‌زاده‌ٴ رومي انموذج را به سمرقند برد. براي تكميل تاريخ خانواده‌ٴ فناري‌، يكي از پسران محمدشاه چلبي به نام حسن چلبي (1436ـ1481م‌) در ادرنه‌، عراق و استانبول‌، معلم فقه بود و آخر عمرش را در بروسه سپري كرد.

5. جهانسوز
تيمور لنگ

فاتح آسيا (1336ـ1405م‌/ 736ـ808 ه ق‌).
گرچه اين كتاب در وهله‌ٴ اول به سازندگان‌، يعني سازندگان انديشه اختصاص دارد و نه به‌ ويران كنندگان‌، تيمور در چنان مقياس وهم‌انگيزي به ويرانگري پرداخت‌، كه بايد از او سخن‌ گفت‌. هم چنان كه از پيشينيان بزرگ‌ترش اسكندر (چهارم ـ2 ق‌م ) و چنگيزخان (سيزدهم ـ1) و از طاعون سياه سخن گفته‌ايم‌.
مندرجات‌: 1) زندگي و فتوحات‌؛ 2) خصال تيمور؛ 3) ويراني‌هايي كه تيمور سبب شد؛ 4) سمرقند؛ 5) گورمير. مسئله‌اي در مورد باستان‌شناسي يشم‌؛ 6) ملفوظات و تزوكات‌ تيموري‌؛ 7) دربار و تأثير تيمور؛ 8) مورخان تيمور.
1. زندگي و فتوحات‌. تيمور در تركي به معني آهن است (قس‌: استالين به معني فولاد)، او در نزديكي كيش در سغد (80 كيلومتري جنوب سمرقند) در سال 736 ه ق زاده شد و اين مصادف


1. به عقيده‌ٴ آتونيان [طريقت منسوب به صومعه‌ٴ كوه آتوس‌] متلاشي نشدن جسد دليل گناه‌كاري صاحب آن‌ است‌. بايد توجه داشت كه آتونيان (يا بالكانيان ) در اين مورد در ميان ارتدكس‌ها منحصر به فرد هستند، زيرا ارتدكس‌ها در اين مورد با كاتوليك‌ها هم‌عقيده‌اند، گواه آن بسياري از اجساد يا قطعاتي از اجساد اولياي ارتدكس‌ است كه در كليساها و صومعه‌ها قرار داده شده است‌. جالب است كه بلشويك‌ها در مورد جنازه‌ٴ لنين از همين‌ روايت ارتدكسي پيروي كرده‌اند! وقتي جرج برناردشاو از روسيه ديدار مي‌كرد او را به ديدار موزه‌ٴ ضد دين در كليساي واسيلي بلاژني در مسكو بردند. در آن‌جا، جسد دو روستايي را نشان دادند كه به خوبي از فاسد شدن‌ محفوظ مانده بود و دختر راهنما گفت اين كار براي اين منظور انجام گرفته تا نشان داده شود كه فاسد نشدن‌ مختص اوليا و مقدسان نيست‌. شاو معترضانه پرسيد: ((از كجا مي‌دانيد اين دو نفر از اوليا نبوده‌اند؟!))